تبليغاتX
گل من کجایی؟

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی

گل من کجایی؟

رسم زندگی همینه گاهی سخت گاهی ساده


من همیشه تنهام

جواب رد دادم

 

 


دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387 |

ببین تو هم تو قلبم جا داری!

halghe

ادامه مطلب

دوشنبه نوزدهم اسفند 1387 |

عشقم کجایی؟

ghalb



ادامه مطلب

پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387 |

موسیقی

piyano

ادامه مطلب

جمعه نهم اسفند 1387 |

فرشته ی نجات!

baby baby

ادامه مطلب

پنجشنبه هشتم اسفند 1387 |

هر چی دوست داری بگو ببینم چی میگی؟چی تو اون دله تنگته؟

حالا تو بگو..............................

چهارشنبه سی ام بهمن 1387 |

اتاق تنهایی....

کاش همان کودکی بودیم که حرفهایش را از نگاهش می توان خواند اما اکنون اگر فریاد هم بزنیم کسی نمی فهمد و دل خوش کرده ایم که سکوت کرده ایم

همیشه آشتی كردن با دشمنان نشانه ضعف و سستی نیست. وقتی تو آگاهانه و برای رسیدن به یك هدف مهم تر آشتی می كنی مطمئن باش كه برنده نهایی خواهی بود

آرزویم این است / نتراورد اشکی در چشمان تو هرگز / مگر از شوق زیاد / نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز / و به اندازه ی هر روز تو عاشق باشی / عاشق آن که تو را می خواهد / و به لبخند تو از خویش رها می گردد / و تو را دوست بدارد به همان اندازه که دلت می خواهد...

زندگی مثل دوچرخه سواری می مونه ..واسه حفظ تعادلت همیشه باید در حركت باشی

به راحتی می شود: کسی را که دوستش داریم از خود برنجانیم، ولی به سختی می شود این رنجش را جبران کرد به راحتی می شود: کسی را بخشید، ولی به سختی می شود از کسی تقاضای بخشش کرد . به راحتی می شود: قانون را تصویب کرد، ولی به سختی می شود به آن عمل کرد به راحتی می شود: به رویاها فکر کرد، ولی به سختی می شود که رویایی را به دست آورد به راحتی می شود: به کسی قول داد، ولی به سختی می شود به آن قول عمل کرد به راحتی می شود: دوست داشتن را به زبان آورد، ولی به سختی می شود آن را نشان داد . به راحتی می شود: اشتباه کرد، ولی بسختی می شود از آن اشتباه درس گرفت . به راحتی می شود: گرفت، ولی به سختی می شود بخشش کرد به راحتی می شود: دوست را با حرف حفظ کرد، ولی به سختی می شود به آن معنا بخشید . . و در آخر . ... . .به راحتی می شود:این متن را خواند، ولی به سختی می شود به آن عمل کرد...........!!!!!!!!!

درست است که روزی فراموش می کنی و ... روزی فراموش می شوی. اما بدان که فراموش شدگان فراموش کنندگان را فراموش نمی کنند.

گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام وساقه های جوانم از ضربه های تبرهایتان زخم دار است. با ریشه چه می کنید؟ گیرم که بر سر این باغ بنشسته در کمین پرنده ای پرواز را علامت ممنوع می زنید با جوجه های نشسته در آشیان چه می کنید گیرم که می کشید گیرم که می زنید با رویش ناگزیر جوانه چه می کنید؟

هیچ كس نباید شب به بستر برود قبل از اینكه از خود بپرسد امروز چه كرده ام تا لیاقت داشته باشم فردا هم زنده بمانم ....

خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند... حیف که من زادهء امروزم خدایا! جهنمت فرداست ... پس چرا امروز می سوزم؟؟؟

پاره پاره می کنم ..دفتر وجود خو یش...تا ز خاطرم رود عشق و خاطرات پیش !!! خواهش از خدا کنم..چاره ای کند مرا..من نرفته ام ز دست..می رسم به انتها!!!! قصد من که این نبود..راه را تو بسته ای..عهد هر چه بسته ام..باز هم شکسته ای!! هر چه خواهی آن کنم ..جز جدایی و فراق.. خود ببین که سوختم..بی وفا ز اشتیاق....!!!!!!!!!!!

کمی سبکسری لازم است تا از زندگی لذت ببری و کمی شعـــور، تا مشکلی برایت پیش نیاید!" * بادها می وزند، عده ای در مقابل آن دیوار می سازند و تعدادی آسیاب به پا می كنند * هستی تو را به این گونه كه هستی می‌خواهد، از این رو همین هستی كه هستی، هستی اینگونه كه هستی به تو نیاز دارد. وگرنه كس دیگری را به وجود می‌آورد و نه تو را. بنابر این خودت باش

این مثنوی ، حدیث پریشانی من است بشنو كه سوگنامه ویرانی من است امشب نه اینكه شام غریبان گرفته ام بلكه به یُمن آمدنت جان گرفته ام گفتی كه غزل بگو، غزلم شور و حال مرد بعد از تو حس شعر فنا شد، خیال مرد گفتم كه مَرو كه تیره شود زندگانیم با رفتنت به خاك سیه می نشانیم گفتی كه «زمین مجال رسیدن نمی دهد بر چشم باز، فرصت دیدن نمی دهد وقتی نقاب، محور یكرنگ بودن است معیار مهر ورزیمان، سنگ بودن است دیگر چه جای دلخوشی و عشق بازی است اصلا كدام احمق از این عشق راضی است این عشق نیست ، فاجعه قرن آهن است من بودنی كه عاقبتش نیست بودن است» حالا به حرفهای غریبت رسیده ام فهمیده ام كه خوب ترا بد شنیده ام حق با تو بود از غم غربت شكسته ام بگذار صادقانه بگویم كه خسته ام بیزارم از تمام رفیقان نارفیق اینها چقدر فاصله دارند تا رفیق مرا به ابتذال نبودن كشیده اند روح مرا به مسند پوچی نشانده اند تا این برادران ریاكار زنده اند این گرگ سیرتان جفاكار زنده اند یعقوب درد می كشد و كور می شود یوسف همیشه وصله ناجور می شود اینجا نقاب شیر به كفتار می زنند منصور را هر آینه بر دار می زنند اینجا كسی برای كسی، كس نمی شود حتی عقاب در خور كركس نمی شود جایی كه سهمِ مرگ به جز تازیانه نیست حق با تو بود ماندنمان عاقلانه نیست ما می رویم چون دلمان جای دیگر است ما می رویم هر كه بماند مخیر است ما می رویم اگر چه ز الطاف دوستان بر جای جای پیكرمان زخم خنجر است ما می رویم مقصدمان نامشخص است هر جا رویم بی شك از این شهر بهتر است «از سادگی است گر به كسی تكیه كرده ایم اینجا گرگ با سگ گله برادر است» ما می رویم، ماندن با درد فاجعه است در عرف ما نشستن مرد فاجعه است

بر‌آنم كه تمام خورشیدها را چون شكوفه‌های نارنج بر طر‌ّّه‌ مویت بنشانم. اما تو به دورها چشم دوخته‌ای : از كهكشانی دیگر و سیاره‌ای دیگر شكوفه‌ای یخین را انتظار می‌كشی كه برای چیدنش می‌باید سفری طولانی بیاغازم و در راه بازگشت تشنه بمیرم ...

قصه میخوام امشب آخدا قصه بگم، قصه از این دل پرغصه بگم : می خوام امشب بزنم نعره زیاد ببرم غصه ی ایام ز یاد، رفت و روبی بدهم این دل را،این دل پر غم و بی حاصل را راستی راستی آخدا خسته شدم از غم و درد زمان پژمرده و پوسیده شدم در سکوت شب و تنهایی من، آن نگاه تو بود شاهد من آخدا از اوج ابرا اون بالا، از فراز آسمون پر بلا به حرف من گوش بده، به درد من گوش بده اگه حرفام غلطه یا اشتباه اگه راه گفته هام کجه و خطا به بزرگی و جلالت به شکوه و جمالت خاموشم کن خاموشم کن آخدا یه من بگو به من بگو آخه دارم با تو من صد گفتگو که ز دست این جهان خسته شدم، مثل یه پرنده پر شکسته شدم تو کویر برهوت زندگیم، تو تموم شبای آزردگیم، تنها مونس و همدم من، اشکای مثل بلورچشمونم ولی دیگه چشام اشکی نداره، یا که آسمون چشمونم ابری نداره همه ی دشت وجودم برهوت، همه ی بود و نبودم بی وجود آخدا قسم به مهر و ماه تو، به تموم کهکشان وکاخ تو به خدا خسته شدم خسته شدم، مثل یه پرنده پرشکسته شدم پس حالا دیگه قسمتم کن مردنو، دیگه بس کن خون خوردنو جون کندنو

عشق فراموش کردنی نیست بلکه بخشیدنی است ... عشق گوش دادن نیست بلکه درک کردن است ... عشق دیدنی نیست بلکه احساس کردنی است ... عشق جا زدن و کنار کشیدن نیست ... بلکه عشق صبر داشتن و ادامه دادن است ...

مردی ثروتمند در اتومبیل جدید و گران قیمت خود با سرعت فراوان از خیابان کم رفت و آمدی می گذشت. ناگهان از بین دو اتو مبیل پارک شده در کنار خیابان یک پسر بچه آجری به سمت او پرتاب کرد. پاره آجر به اتومبیل او برخورد کرد.مرد پایش را روی ترمز گذاشت و سریع پیاده شد و دید که اتومبیلش صدمه زیادی دیده است. به طرف پسرک رفت و او را سرزنش کرد.پسرک گریان با تلاش فراوان بالاخره توانست توجه مرد را به سمت پیاده رو،جایی که برادر فلجش از روی صندلی چرخ دار به زمین افتاده بود جلب کند. پسرک گفت: اینجا خیابان خلوتی است و به ندرت کسی از آن عبور می کند.برادر بزرگم از روی صندلی چرخ دارش به زمین افتاد و من زور کافی برای بلند کردنش ندارم.برای اینکه شما را متوقف کنم،ناچار شدم از پاره آجر استفاده کنم. مرد بسیار متاثر شد و از پسر عذرخواهی کرد؛برادر پسرک را بلند کرد و روی صندلی نشاند و سوار اتومبیل گرانقیمتش شد و به آرامی به راهش ادامه داد. در زندگی چنان با سرعت حرکت نکنید که دیگران مجبور شوند برای جلب توجه شما پاره آجر به سویتان پرتاب کنند! خدا در روح ما زمزمه می کند و با قلب ما حرف می زند،اما بعضی وقت ها،زمانیکه ما وقت نداریم گوش کنیم،او مجبور می شود پاره آجری به سوی ما پرتاب کند.این انتخاب خودمان است که گوش کنیم یانه. حرف آخر : تواضع را به درگاه خدا پیشکش کن و او ترا موهبت سه گانه آرامش سرور و عشق خواهد بخشید.

.................


چهارشنبه سی ام بهمن 1387 |

تنهایی .......!

نمی دونم! تنهایی بهتره یا یکیو داشتن؟ وقتی عاشق می شی اونم دیونه وار تا مفهمه می ذارتت کنار. بصطلا تصمیم گرفتم نه عاشق بشم نه کسیو دوست داشته باشم اما من با این دله صاب مردم می تونم کسیو دوست نداشته باشم؟ 

چهارشنبه سی ام بهمن 1387 |




nili_202@yahoo.com
نازترین عکسهای ایرانی

اسفند 1387
بهمن 1387

من همیشه تنهام
ببین تو هم تو قلبم جا داری!
عشقم کجایی؟
موسیقی
فرشته ی نجات!
هر چی دوست داری بگو ببینم چی میگی؟چی تو اون دله تنگته؟
اتاق تنهایی....
تنهایی .......!

bia2

سرگرمی
عکساش جالبه نگا کنید
اهنگ ها
خواننده ی مورد علاقه ی من سانتانا (اینم سایتش)
ایا می خواهید طالع خود را ببینید
عکس

RSS 2.0

فال حافظ

جوک و اس ام اس

قالب های نازترین

نازترین عکسهای ایرانی


JavaScript Codes